ارائه به عنوان غیر باینری تغییر زندگی من به طور کامل زندگی می کنند

عکس هانی هوپر.

من دوباره بودم: شش لباس. کمد لباس خالی یک هم اتاقی خسته و غافلگیر کننده. و یک تاریخ قریب الوقوع که هر روز نزدیکتر شدم “متأسفم، من پنج دقیقه بامدادم، ترافیک X” را اجرا میکنم. زمان باقی مانده بود، و من با عدم اطمینان پر شده بودم.

آنها نمیتوانند شما را در این لباس گرم کنند.

شما در عکسهای Tinder خود آرایش افسانه ای را پوشیدید، بنابراین اکنون نمی توانید آن را بپوشید.

شاید او بر روی عکس حرکت کرد که در آن شما مردانه تر نگاه کنید.

زندگی شما 2000s rom-com نیست – فقط لباس را انتخاب کنید و زمان متوسطی داشته باشید.

آنچه که خیلی آشنایی بود، محاکمه وحشتناکی بود که پیرایش را قبل از تاریخ اول انجام داد، مطمئن نیستم همه ما آنجا هستیم. این وزن ویژه ای بود که توسط قدم زدن در حالی که جنسیت غیرمجاز بود اضافه شد.

تبدیل شدن به معتبرتر در ارائه جنسیت من به من درک عمیق تر از خودم و رفع (برخی از) dischoria جنسیت من به من داده است. اما در بستر دوستیابی، انتخاب تمام سیاهه، جنسیت غیرمجاز، غیر باینری، خود زنانه در یک بدن که در هنگام تولد مرد تعیین شده بود، من را بسیار متواضع با تنهایی من ساخته شده است. قطعا ارتباط من با میل و رابطه جنسی پیچیده است.

چشم انداز قدمت و جنسیت که من اشغال کردم، زمانی که من با پیش بینی جنسیت بیشتر مردمی مطابقت داشتم لحظه ای را که دنیا در یک لباس، آرایش و پاشنه ها دیدم دیدم. پیش از این، در سناریوهای دوستیابی، مردان عجیب و غریب به من نوشیدند، مرا در سایت های دوستیابی نادیده گرفتند و هرگز به من نگفتند که من “بیش از حد” بیش از Grindr بودم. در حال حاضر، برای این تاریخ پوشیدن – هر تاریخی – مانند انتخاب لباس و یا آغوش؛ یک سایه رژ لب یا بوسه؛ دامن من واقعا می خواستم پوشیدن، و یا برخورد دوم.

من به سرعت آموختم که مورد دلخواه شرطی است، و اگر من خیلی دور از انتظارات جنسيتي قرار نگیرم، تجربه من از قدمت به شدت تغییر می کند. من بچه ها را در باشگاه ها پیدا کردم و جذابیت خودم را با من در میان گذاشتم، فقط برای دیدن چشم های رنگی که من در نور بهتر پوشانده ام و ذهنم را عوض می کنم. احساس می کردم با استفاده از هر کدام از لوازم آرایش یا لباس زنانه کدام لباس (مانند دامن) بیشتر دیده می شود از زن و شوهر زن و مرد من در حال حاضر – افراد بیشتر از من دلسوز اخراج شده است.

بعد از جدا شدن از گنجه من که شب بود، سعی کردم این حس را نادیده بگیرم و خودم را کاملا انتخاب کنم، کنار سوالاتی درباره تمایل و جنسیت که باعث شد “هی، متأسفم، 30 دومی دیر، گربه بر روی پیراهنم لول زدم” یک تاریخ دیگر مطمئن نبودم که میخواهم ادامه دهم من خانه را در یک جعبه چرم سیاه و سفید ناز قرار دادم که هم اتاقی من یک بذر بی وقفه داشت، یک براق گاه به گاه بر روی لب (این اولین بار بود که بعد از همه)، و هدفون برای جلوگیری از آزار و اذیت من در خیابان، بنابراین من می توانم به جای احتمالی که پیش می آید تمرکز کنم: شاید در 30 دقیقه به سکوت نزدیک نشویم و فقط درباره آب و هوا صحبت کنیم؟ یا شاید ما هر دو تظاهر به جاز مانند و رقص مستی در یک باشگاه جاز می شود؟ شاید ما هر دو سابق را به اشتراک بگذاریم؟ (این عجیب است عجیب، بنابراین، احتمالا …)

من به تاریخ خود نزدیک شدم آنها در زندگی واقعی خیلی زرنگ بودند! آنها چشم من را گرفتند، لبخند زدند، و سپس روی پاشنه کوچک من پوشیدند.

مکث “آه، شما به سختی می بینید، sis، yaaaas!”

هیچ چیز اشتباهی در پیدا کردن یک جرقه در تاریخ شما وجود ندارد، اما من آن را به جای کدگذاری و لایه برداری در femmefobia، چگونه من صحبت به منظور تحویل آن وجود دارد. در تاریخ مانند این یکی، یک شریک بالقوه یک سیستم بالقوه می شود. هیچ انگشت دست نگه داشتن فقط انگشت تکراری وجود ندارد. هیچ مشکلی در مورد مسخره کردن وجود ندارد – در عوض، در مورد اینکه آیا من تا به حال همیشه در آرایش او قرار داده ام. پاسخ های ساده به سوالات خود را با “yassss!” من به شما گفته ام که “شراب” را برای سفارش یک لیوان از شراب سفید خانه.

به نظر می رسد رابطه برخی افراد با زنانگی غیرمجاز جنسیتی یکی از تمایلات و فاصله است. ما در کلوپ ها، در پادکست های بالا، در پاشنه بلند، در همه افسانه های ما سرگرم، انجام، شدید، مرگ، خواهر خواهیم بود. اما من متوجه می شوم که ما به ندرت به چشم انداز عاشقانه و جنسی نگاه می کنیم – در عادت ما، در خستگی ما، در نرمی ما، در روزمرگی ما، در دست ما، در دست ماست.

وقتی اعلام میکنید که خارج از باینری هستید، می توانید احساس کنید که شما نیز در خارج از قابلیت اطمینان جنسی هستید. من شنیدم LGBTQ مردم در مورد فرهنگ در Grindr و برنامه های دوستی صحبت می کنند، همانطور که مربوط به ” هیچ زن ” است که در میان مردان همجنسگرا در برنامه ها رایج است، اما این مکالمات اغلب متوقف می شود و ارتباط جنسی با افراد غیر مرد و زن را متوقف نمی کند . هویت های نامطلوب جنسیتی در طول تاریخ وجود داشته است، اما زبان اطراف تمایل و جنس از تفکر جنسیتی باینری است.

زبان که در حوزه سلامت جنسی استفاده می شود، حتی در سازمان های LGBTQ، همچنان احساس می کند که تاریخ به ما تعلق دارد به گروه هایی مانند “MSM” یا مردان که با مردان رابطه جنسی دارند. حتی فیلم های “عجیب و غریب” به ندرت نشان می دهند که افراد غیر جنسی مطابق با میل جنسی و جنسی هستند گاهی اوقات ما در چند دقیقه در یک صحنه باشگاه شبانه نمایش می کنیم. اگر ما نمیتوانیم زبان یا تصاویری را ایجاد کنیم که در داستان های مربوط به جنس غیرمستقیم و غیرمستقیم باشند، ما شروع به سوال می کنیم اگر حتی بتوانیم در آنها وجود داشته باشیم.

همانطور که آموزش پیشرفته روزمره خود را ترک کردم، من در مورد چگونگی انتخاب اصالت به معنی از دست دادن آسایش در مکان هایی که قبلا دیده ام دیده می شد فکر کردم: یک باشگاه همجنسگرا، خانه پیاده روی، میل مرد. من تعجب می کنم که چگونه جوامع و فرهنگ می توانند شما را به طرز مشتاقانه بخواهند در حالی که به طور همزمان به شما فشار می آورد. در مورد چگونگی، با قرار دادن ما در پدیده ها به نگاه کردن، اما هرگز نزدیک نیست، ما بیشتر از صمیمیت می رویم.

من قدم زدم، فکر کردم که چه توصیهای سریع برای توضیح دادن تاریخ ناامیدکننده به همسایه من، وقتی که چشم دیگری را در خیابان گرفتم. آنها روی پاهایشان مو داشتند، لباس های شبیه به دامن من، بلوز موی سینه ای من را نشان می دادند و ریش های اطراف یک جفت لب از روی لب براق داشتند. ما به یکدیگر لبخند زدیم همانطور که آنها به من نزدیک شدند، این لحظه احساس فوق العاده جدید: من تعجب می کنم اگر من همیشه متمرکز بود افراد غلط در رویکرد من به قدمت. من قبلا بسیاری از قوانین مربوط به جنسیت (ها) را شکسته ام – که گفته است که میل من نیز باید دوتایی باشد؟

من پیش از این هرگز اینجا نبودم: دو نفر از ما در خیابان، در حال اجرا نیستند، اما در قدرت در قدرت قرار دارند.

شما از شماره من خواسته اید، و متوجه شدم که در استقبال شما، من به طور بالقوه توانستم به خودم خوشامد بگویم. شما از ضمایر من در متن سوم خواسته اید. ما یک هفته بعد در تاریخ رفتیم. شما گفتید که من داغ و نه “شدید” – در دامنم نگاه کردم. ما درباره همه چیز به غیر از جنس ما صحبت کردیم، اما به نوعی می دانستم می توانم اگر میخواهم. در تاریخ دوم ما، ما به رقص رفتیم، و بعد از اینکه ما بوسیدیم، به کیسه ی من زنگ زدم. من متوقف شدم، اشتباه گرفتم شما آنرا گرفتید، براق شدید، و به زحمت آن را به لب های خود اضافه کردید، سپس به دقت به معدن. ذهنم سرگردان بود: شاید لازم نبود بین رژ لب و بوسه بیندازم.

 

٪ item item_read_more_button ٪٪